پسرکم در خیابان انقلاب به همراه دوستش تقاضای مردی با شرافت را که قصد گذر از خیابان را داشته میپذیرند تا به او کمک کنند. ظاهرا مرد بخاطر تصادفی که از قبل داشته دچار مشکل راه رفتن و کلی جراحات در بدن داشته است ..انطور که پسرک نقل قول میکرد مرا نیز متاثر کرد. مرد عابر پیاده بوده و راننده بعد از تصادف فرار میکند. او انقدر تنگدست هست که سیگار میفروشد. هر لحظه از خدا طلب مرگ میکند تا به زندگی خاتمه دهد.ظاهرا او را در محدوده ای از خیابان انقلاب میشناسند . او را سید خطاب میکردند.
صحبتهای پسرک انفدر مرا متاثر کرده که بارها شرم کردم از افراط و تفریط در زندگی ام. از او خواستم اینبار او را ببیند و کمک ناچیزی به او کنیم.
قطعا اینطور افراد زیادند. تهیدست و ... اما اینکه شرایط سلامتی نداشته باشند واقعا دور از انصاف است. حتی قادر به خرید یک ویلچر.
کاش خدا معجزه کند و این بندگانش را شفا دهد.
برچسب:
نویسنده: نوید میرزایی