در اینستاگرام سر و کله ی وحید سرباز و کارگر سال 87 پیدا شده. باورم نمیشد که مزاحم قدیمی و سمج و فقیر شهرستانی توانسته است به شبکه های اجتماعی وصل شود.
قطعا اگر پروفایلم عکس نداشت نمیتوانست مرا بیابد .اگرچه تصویر عکس مبهم بود.ظاهرا با شک مرا فالو کرده و اطمینان قطعی از پیج من ندارد که فرد مورد نظرش هستم یا خیر.
گاهی این لجاجتهای گستاخانه افراد انقدر مرا عصبانی میکند که فکر پیگیری و شکایت به مغزم خطور میکند. مثل مردک ابلهی که امروز دو کوچه را با ماشینش بدنبالم امد و در شلوغی خیابان زیرلب گفت شما را به مقصد برسانم..و جالب اینکه وقتی سوار ماشین خود شدم پیاده شده بود و ابلهانه بدنبال من میگشت.
تحمل این وضع در خیابانها واقعا سخت هست.انهم برای زن میانسال و چادر برسری چون من که نهایت رعایت حجاب را دارم جای سوال است.. همانطور که در پست قبل نوشتم اکثر افراد جامعه بیمار هستند ،بیمار جنسی... و نمیدانم چه ارگان و اشخاصی میخواهند جوابگوی فساد در ملاعام باشند و تا به کی میخواهند اجازه دهند انقدر مزاحم برای نوامیس مردم در روز روشن در شلوغی شهر باشند و سلب اسایش کنند .
برچسب:
نویسنده: نوید میرزایی