خرید بک لینک

 

میخواهم فکرم را روحم را از کل ماجرا رها کنم.

اما نمیتوانم.

حس میکنم مثل جدا شدن روح از بدن هست.زجراور است.

نیاز به هم صحبت دارم. کسی که مغزم را شستشو دهد. یک مشاور. یک شخص دانا.

دقایقی پیش "م.د" حرفی را خطاب به "م" زد که جرقه ای در افکار من ایجاد شد. فهمیدم صحبت کردن با شخص عاقل میتواند اتش درونم را خاموش کند.و قطعا صحبت میتواند مرا تغییر دهد. بهتر از انست که خود را زجر دهم و میان روح و افکارم در نزاع باشم.

...

شیرین بعدازظهر تماس گرفت. سرطان سینه اش از نوع بدخیم است. پزشکش گفته بعد از عمل و شیمی درمانی دستش بی حس خواهد شد و کار نمیتواند بکند. گریه میکرد بخاطر موهایش که خواهد ریخت و بخاطر اینکه نمیتواند کار کند. از بی پولی و مخارج درمان میگریست ..  ساعتی به او فکر میکردم که چگونه میتوانم این زن تنها و بی کس را حمایت کنم...

برچسب: نویسنده: نوید میرزایی تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 2:00

صفحه بندی